Menu

خواهش‌های دل

دلم خواهد به تنهائی به بینم روی ماهت را
سپیدی‌های آن رخسار و چشمان سیاهت را

 

دلم خواهد که هرگز مردم بیدار آن چشمان
زِ روی من نگرداند سوی دیگر نگاهت را

 

دلم خواهد پس از تعریف من از آن لب و دندان
به گوشم بشنوم آن خنده های قاه قاهت را

 

دلم خواهد مُیَسّر باشدم تا سازم آماده
تمام خواهش ریز و درشت دل بخواهت را

 

فدای چهره گلگون و خال گونه ات گردم
همان لب ها و دندان، گودیِ آن چال و چاهت را

 

گواه حال دل باشد سر زلف پریشانت
به یک سوزن، به یکسو زن زِ صورت آن گواهت را

 

بود امن و امان کاشانه من ای گل اندامم
مگردان از رخ و کوی (جلالی) روی و راهت را

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *