Menu

طاق و جفت

دیشب که بود یلدا، شب تا سحر نخفتیم
با دلبری زهر در گل گفته گل شنفتیم

 

از فرط باده نوشی ما هر دو مست و مخمور
با چشم باز و بیدار، از دیده خواب رُفتیم

 

اعمال نیک خود را گفتیم آشکارا
شرح و بیان بد را در سینه ها نهفتیم

 

خوب است باز گویم:، از هر دو حین مستی
بس کرده ها نکردیم، بس گفته ها نگفتیم

 

بودیم تا که هُشیار، چون غنچه بسته لب بود
مانند گل به مستی، از بهر هم شکفتیم

 

در حشر و نشر با هم، بس یک دلیم و طاقیم
ظنّ می برند مردم ما هر دو زوج و جفتیم

 

هنگامِ بازخوانی در شعر خود (جلالی)
از شرم می شویم آب زین مهره ها که سفتیم

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *