چه شود یار اگر به بر باشد
بر رخ ماه او نظر باشد
چه شود دیده های دل بیدار
سوی دلدار و خوش نگر باشد
آتش عشق شاهدان چه شود؟
در دل از شوق شعله ور باشد
با من آن سرد مهر شهر آشوب
گرم و در کار شور و شر باشد
این فراموش کار مصلحتی
از من خسته با خبر باشد
نه که از راه مصلحت او را
دیده و گوش کور و کر باشد
تلخ کامی بس است دیگر، کاش
در کلام و لبش شکر باشد
ورنه نبود (جلالی) آسوده
زندگانیش در خطر باشد
یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۳۰
