Menu

چه شود گر …

چه شود یار اگر به بر باشد
بر رخ ماه او نظر باشد

 

چه شود دیده های دل بیدار
سوی دلدار و خوش نگر باشد

 

آتش عشق شاهدان چه شود؟
در دل از شوق شعله ور باشد

 

با من آن سرد مهر شهر آشوب
گرم و در کار شور و شر باشد

 

این فراموش کار مصلحتی
از من خسته با خبر باشد

 

نه که از راه مصلحت او را
دیده و گوش کور و کر باشد

 

تلخ کامی بس است دیگر، کاش
در کلام و لبش شکر باشد

 

ورنه نبود (جلالی) آسوده
زندگانیش در خطر باشد

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *