می پرسم از تو عشق هنر کرده یا که نه
عقل از سر تو ترک سفر کرده یا که نه
پرسش گناه نیست، بگو، دیده؟ دیده ات
اشک مرا و حَظّ بصر کرده یا که نه
گر بر دل تو ابر کدورت زِ عشقِ من
افکنده سایه، فکر مفر کرده یا که نه
گر دل شود زِ عشق تهی پرخطر بود
آیا دل تو فکر خطر کرده یا که نه
عاشق دلش نشانه تیر ملامت است
آیا دل تو سینه سپر کرده یا که نه
آیا زِ غصّه، مردم چشمت زِ ابر غم
باریده بر رخ و مژه تر کرده یا که نه
آیا فغان و ناله من اندکی تو را
ای قهر کرده، زیر و زبر کرده یا که نه
پاسخ اگر نداد، (جلالی) از او بپرس
یک بار بر رخ تو نظر کرده یا که نه
یزد ـ ۱۳۹۶/۶/۳۱
