Menu

دلبران امروزی

 

معشوق به من به لحن سردی
گفتا که برو که برنگردی

 

می داشت به دست لنگه کفش
این بود از او نشان طردی

 

گفتم نروم، تکان تکان داد
یعنی که بمان اگر که مردی

 

رفتم، به مراجعت دو سوغات
آوردم و گشت دستگردی

 

بر چهره سردش از کدورت
دیگر اثری نماند و گردی

 

یک بوسه گرم برطرف کرد
آثار گرفتگی و بَردی

 

سوغات، بود بهین (جلالی)
داروی هزارگونه دردی

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۷/۱۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *