Menu

ترس از تقلید

 

می ترسم از بی همرهی گمراه از معبر شوم
گم کرده راه راست را آواره و مضطر شوم

 

می ترسم از این و از آن حرف درستی نشنوم
احسنت گوی بدزبان بد گوی خوشباور شوم

 

مسحور سحر بی شعورانی شوم در کارها
محکوم فکر مغز صد بدتر ز مغز خر شوم

 

تقلید بی تحقیق در هر کار خبط است و خطا
گر شیوه کارم شود شایسته کیفر شوم

 

امر مقلّد بودنم آتش زند بر آبرو
آن گاه بر بادم دهد ز آن پس که خاکستر شوم

 

شاید که روزی در سخن گویان شعر فارسی
در کار شعر و شاعری، در بین آنها سر شوم

 

خواهم اگر مشهور گردم در میان مردمان
باید (جلالی) بعد از این فارغ زِ شور و شر شوم

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۷/۱۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *