
به تو ایّام می دهد پندی
که مبادا به دهر دل بندی
دیده بس چشم این خراب آباد
چون تو بسیار وَ برده است از یاد
چون تو را نیست عمر جاویدان
شادزی قدر عمر خود می دان
بر لب جام و یار دلبندی
بوسه زن با نشاط و لبخندی
جاده عمر پیچ در پیچ است
این بود نقد و مابقی هیچ است
یزد ـ ۱۳۹۵/۸/۱۰