Menu

باعث

43-باعث

عشق را آن یگانه شد باعث

هجر را این زمانه شد باعث

 

دوش یارم ترانه ای می خواند

شوق را این ترانه شد باعث

 

به اسیری نمی کشید دلم

کششِ دام و دانه شد باعث

 

مَردُمِ دیده خود سفید نشد

گریه هایِ شبانه شد باعث

 

دل نه خود پا کشید از سر زلف

که سر انگشتِ شانه شد باعث

 

پینهِ دست اگر به پیشانی ست

ننگ را این نشانه شد باعث

 

پشت زندانیان کبود نبود

ضربه تازیانه شد باعث

 

عشق مجنون هم ار «جلالی» کوفت

کوسِ شهرت، فسانه شد باعث

 

یزد پنج شنبه ۱۳۶۶/۷/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *