مرغِ از دام و بند جستهِ سرخ
گفت با مرغ بال بستهِ سرخ
من ز خون سُرخَم و تو بُردی ارث
رنگ را، ای ز دار و دسته سرخ
من به کوشش رها شدم از بند
ای به کنج قفس نشستهِ سرخ
بال سرخ تو بسته است و نئی
همچو من بال و پر گسستهِ سرخ
بالِ فعال و باز و خون آلود
خوش تر از بسته بالِ خستهِ سرخ
مرغِ سرخ قفس نشسته کجاست
همچو مرغ قفس شکسته سرخ
تیغ برّان و تیز و خونین نیست
همچنان تیغ کُند و دستهِ سرخ
رنگ خونست رنگ آزادی
مرحبا پرچم خجستهِ سرخ
یزد جمعه ۱۳۶۶/۷/۱۰
