در سخن گر بُوَد نشانه ژاژ
شعر نَبوَد بُوَد ترانه ژاژ(۱)
یا که هزّالی عامداً زده است
بر سخن ضرب تازیانه ژاژ
یا که از سهو طنز پردازی
ره سپرده ست سوی خانه ژاژ
بگسلد گر مهار عقل و قلم
می شود شاعری روانه ژاژ
لال بودن به وقت گفت و شنود
بهتر از گفتن فسانه ژاژ
ژاژ خاراست و ژاژ خا، خوار است
ژاژ خا می خورد جوانه ژاژ
شعر بیهوده هم چو خار کویر
سر برون آورد ز دانه ژاژ
ژاژ خا را دهان «جلالی» هست
چون شتر روز و شب خزانه ژاژ
۱- ژاژ به معنای خار شتر-کنگر-درمنه-هرزه-یاوه بی مزه (فرهنگ دهخدا)
