در قفس مرغ بسته پا چه کند؟
تو بگو: مرغ بینوا چه کند؟
راه از شش جهت بر او بسته ست
نوحه گر، مرغ مبتلا چه کند
پای او بسته بال بشکسته ست
با چه بالی پرد؟ کجا؟ چه کند؟
جوجه هایش به لانه منتظرند
مرغ بیچاره در بلا چه کند
قفسش گر نهاده در باغ است
با چنین بند جانگزا چه کند
مرغکی در هوا پرد آزاد
تا که آن مرغ آشنا چه کند
دست صیّاد دست احسان نیست
تا که دست گره گشا چه کند
دادرس جز خدا «جلالی» نیست
تا به ظالم دگر خدا چه کند
یزد جمعه ۱۳۶۶/۷/۱۰
