Menu

ببخش

54-ببخش

تا توانی به زیردست ببخش

هر چه داری، هر آن چه هست ببخش

 

دست بخشش گشای و آن کس را

که قضا دست چاره بست ببخش

 

خاکسار و خداپرستی گر،

کِبر بر مستِ خودپرست ببخش

 

بر حسودی که از ملامت شد

تیر کینش رها ز شصت ببخش

 

آن تُنُک مایه را که ز آتش حِقد

چون سپندی ز جای جست ببخش

 

بد دهانی که کرد غیبت تو

وز ستم خاطر تو خست ببخش

 

سُست عهدی که عهد و پیمان را

عقدِ خود بسته را گسست ببخش

 

از «جلالی» شنو تمامی را

به من بینوای مست ببخش

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *