Menu

دفتر عشق

60-دفتر-عشق

دیده ام دفتر مصوّرِ عشق
خوانده ام برگ ها ز دفتر عشق
 
اوّلین دستخطّ این دفتر
بود لعنت نثارِ کافرِ عشق
 
قصد دارم بدین سبب نوشم
باده هر روز و شب ز ساغر عشق
 
دل که با دست غم مسخّر شد
بخت بدبین نشد مسخّر عشق
 
سوختم روز و شب در آتشِ آه
نیست این سوختن زِ اَخگر عشق
 
ای خدا، در دو روز عُمر بزن
آتشی در دلم ز مِجمر عشق
 
تا بسوزم تمام و بارِ دگر
زنده گردم چنان سمندرِ عشق
 
تا بگویند این «جلالی» بود
در جهان زنده مکرّر عشق
 
یزد چهارشنبه ۱۳۶۶/۷/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *