Menu

گُل گُل

63-گُلِ-گُل

نکته ای بشنو از تغافل گل

نی غلط گفتم از تجاهلِ گل

 

من در این شهر گُلبنی دارم

آیتی باشد از تکاملِ گل

 

او به بستان عُمرِ من باشد

همچنان گل، مَنَش چو بلبلِ گل

 

ای خدا، او شده مُصاحبِ خار

باری افزون نما تحمّل گل

 

دوش در انتظار او بودم

که در آمد زِ دَر بشد گُلِ گُل

 

سخت دیوانه وار چسبیدم

همچنان شانه ای به سنبلِ گل

 

در ره وصل او پُلی مسدود

بود و بگذشتم آخر از پُلِ گل

 

گل انیسِ دلِ «جلالی» شد

این ترقی ست یا تنزّل گل؟

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *