Menu

نقد و نسیه

47

هر زمان دیده بر آن قامت رعنا فکنم

آتش حسرتی اندر دل شیدا فکنم

 

از سر خویش به دلگرمی مهرت چو حباب

در هوایت کله از شوق به بالا فکنم

 

بنما گوشه ابروی که این ماه نو است

تا نشان داده و خلقی به تماشا فکنم

 

گونه از سیلی ایام شد آن گونه کبود

که سیاهی به دل گنبد مینا فکنم

 

غمم از پای در آورد بیا ای ساقی

تا به همدستی پیمانه اش از پا فکنم

 

مطربی کو که بانگیزه آواز و سرود

رخت بر بسته تن خسته به صحرا فکنم

 

سینه ام گر سر فریاد ندارد سهل است

من چرا عشق تو در پرده حاشا فکنم

 

نقد حال است مرا نقد و بود نسیه بهشت

نقد از کف ندهم نسیه به فردا فکنم

 

شعر حافظ غزل آرای «جلالی» است از آن

بلبلان را به نوا خوانی و آواز فکنم

 

یزد ۱۳۶۴/۵/۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *