Menu

سِیل و تیفون

 

تیفون شد و آبادیِ ما کُن فَیکون شد
سیل اومَد و آوار و لُطم تاق رو سَرون شد

 

مِثَّ موشِ اُو وَر کشیده هر که بیدار بود
خیس شُد هَمه جون و تَنِش او چَلقون شد

 

اصلاً دِیَه از خاکبازی توو کوچه خَبَر نیس
چون بُرِّ بَچا تارت شُدَن بازی تَمون شد

 

دیگَه رویِ میدون خَبر از میوَه ماهار نیس
خُسبیدَه قَفوندار، گَلِ میخ سنگِ قَفون شد

 

سِیل اومَد و یَک عالَمه آشقال فراوون
آوُرد و خیابون و کوچا مَزبَلَه دون شُد

 

آرتِ دکُونِ نون وائی هم از اَثَرِ سیل
گِل مال شد و قَحطیِ نون گَشت و گیرون شد

 

این سِیلِ صاحاب مُردَه بَلا بود (جلالی)
توو سینَه تلمبار شُدُ و دِل پُرِ خون شد

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۰۶/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *