ما نه جابر، بلکه مجبوریم و در رنج و عذاب
کنده در زیر ساطوریم و در رنج و عذاب
اندر این دنیا که چون بحری بود بی حد و حصر
ماهِی افتاده در توریم و در رنج و عذاب
نیست ما را در دهان دندان زهری همچو مار
زیر پای خلق چون موریم و در رنج و عذاب
کار ما بیزاری و دوری بود از کار زار
چون که مغلوب زر و زوریم و در رنج و عذاب
بر سر دار ستم باشیم اما این بدان:
ما نه چون مانند منصوریم و در رنج و عذاب
نیست ما را چشم و گوش باز و حرفی نشنویم
از بد اندیشان، کر و کوریم و در رنج و عذاب
شامل حال (جلالی) نیست از نزدیک لطف
چون ز فرزندان خود دوریم و در رنج و عذاب
یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
