Menu

رنج و عذاب دایم

 

 

ما نه جابر، بلکه مجبوریم و در رنج و عذاب
کنده در زیر ساطوریم و در رنج و عذاب

 

اندر این دنیا که چون بحری بود بی حد و حصر
ماهِی افتاده در توریم و در رنج و عذاب

 

نیست ما را در دهان دندان زهری همچو مار
زیر پای خلق چون موریم و در رنج و عذاب

 

کار ما بیزاری و دوری بود از کار زار
چون که مغلوب زر و زوریم و در رنج و عذاب

 

بر سر دار ستم باشیم اما این بدان:
ما نه چون مانند منصوریم و در رنج و عذاب

 

نیست ما را چشم و گوش باز و حرفی نشنویم
از بد اندیشان، کر و کوریم و در رنج و عذاب

 

شامل حال (جلالی) نیست از نزدیک لطف
چون ز فرزندان خود دوریم و در رنج و عذاب

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۰۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *