Menu

«جلالیان»

 

 

گیرد به کف، چو کلک گهر زا، جلالیان
نقشی زند بدیع و دلارا، جلالیان
مضمون نو، ز شعر کهن آورد پدید
بر لوح جان، به خط چلیپا، جلالیان
چون بوی خوش، که داده به گل، اعتبار حسن
بخشد به لفظ، جلوه معنا، جلالیان
غواص وار، از دل دریای معرفت
بیرون کشیده لولوء لالا، جلالیان
طوفان حادثات، نیندازد اش ز پای
دریا دل است و کوه شکیبا، جلالیان
تبعیض را ز بیخ و بن از جای، بر کند
تا دم زند ز عدل و مساوا، جلالیان
حافظ پژوه و شعرشناسی ست بی بدیل
در پیشگاه مردم دانا، جلالیان
با ذوق جویباری و طبع کویری اش
صد چشمه شعر برده به هر جا، جلالیان
ریزد به کام مردم پاکیزه خوی خود
از شعر ناب، شهد گوارا، جلالیان
بر مسند ولایت دیباچه هنر
تکیه زده، چو والی والا، جلالیان
در این بهار خرم سرسبز و با نشاط
بادا ندیم لاله حمرا، جلالیان!
بالد سهی به خویش، شب و روز، ملک یزد!
با شعر ناب، شهر بود، تا، جلالیان

 

به مناسبت نکوداشت دوست عزیز، شاعر بلند پایه و پژوهشگر فرزانه، جناب آقای دکتر عبدالحسین جلالیان، در فروردین ۱۳۹۴

محمودرضا آرمین «سَهی» سیستانی
فروردین ۱۳۹۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *