در گوشه یی چو لاله ی گوشت نشسته ام
خاموش به پای جوش و خروشت نشسته ام
خوردی شراب و نرگس مست تو سرخ شد
در انتظار رفتن هوشت نشسته ام
خوردم فریب وعده “فردا شب” تو دوش
امشب به پای وعده دوشت نشسته ام
ما را چگونه از سر خود باز می کنی
چو مردمک به چشم خموشت نشسته ام
تا سنگلاخ راه تو هموارتر شود
در پای مام زهد فروشت نشسته ام
رندانه جستم از خطر دام مدعی
بی درد سر به ساحت نوشت نشسته ام
از دیگران سراغ «جلالی» عبث مگیر
در گوشه یی چو لاله ی گوشت نشسته ام
