Menu

رنجور عشق

رنجور-عشق

یار اگر بهر عیادت پا گذارد بر سرم

با نگاه اولین نشناسد از بس لاغرم

 

آتش عشقی بدل دارم ولی موی سپید

می کشد بر روی آتش پرده خاکسترم

 

نقش تدبیرم حریف بازی تقدیر نیست

در میان چارچوب نرد عشقش ششدرم

 

تا رسد آن ماه هر جا گرد شبگردم ز راه

هر شبی چون کهکشان بستر به راهش گسترم

 

عاقبت روزی «جلالی» هم به اجری می رسد

خواند ار شب زنده داری چند شعر از دفترم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *