Menu

ناسازگار

ناسازگار

با نگاهی کشت ما را تیر کاری را ببین

راه کشتن راه و رسم جان سپاری را ببین

 

پیش پایش جان فدا کردم که بوسم پای او

از سرم پا می کشد بی اعتباری را ببین

 

در حضورم بر ندارد دزد دل از رخ نقاب

رسم عیاری نگر پرهیزکاری را ببین

 

نیمه جانی طالب تیر نگاهی دیگرست

سخت جانی را نگر امیدواری را ببین

 

دار هم منصور را بالای دست خود نشاند

دار دنیا را و عزت را و خواری را ببین

 

دیده را نازم «جلالی» زآنکه شب ها تا سحر

اشک می بارد به یاد یار، یاری را ببین

 

یزد ۱۳۴۸/۵/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *