Menu

با ما بگو

 

 

باز کُن لَبْ، شِکوه گر داری زِ دستِ ما، بگو
یا زَدَمْ نیرنگ اگر از بند و بَستِ ما بگو

 

چشمِ مَستت روی میگرداند از ما چونکه هست
ترسش از تیرنگاهم، نازِ شستِ ما بگو

 

شوق و شور و شادیم از مَقدَم میمون تُست
می‌پَرَم از جای خود از خیز و جَستِ ما بگو

 

تا که در پایت بِمیرَم سر به دوشِ من گذار
بَر درِ گوشم ز هول و ترسِ هَستِ ما بگو

 

از سرِ راهت اگر خواهی که برخیزم زِجای
نارضایی‌های خود را از نشستِ ما بگو

 

ناله و زاری (جلالی) بیش از این نبود درست
بر در گوش دل خود از شکست ما بگو

 

یزد- شنبه ۱۳۹۲/۴/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *