Menu

چه زود رفت

 

 

رسید از سَفَرِ دور و باز، رفت. چه زود!
به ناز آمده بود و به ناز رفت. چه سود!

 

نَشُد زِ آتش آن دیده چشم دل روشن
به چشم غمزدهِ نیم باز رفت آن دود

 

نبود کوتّهی و سهو، چون ز دیده سِرِ شک
به عَمد در رَهِ دور و دراز رفت و گشود

 

به رودِ اشک شِنا کرد مردم چشمم
گهی به تاخت و گاهی به تا ز رفت از رود

 

زِ خَلق روی بپوشید و خِصلت خود را
زِ فرطِ خُلقِ بدِ جانگذار رفت و نمود

 

زِ هَم درید به عَهدِ شباب جامه عشق
فرود آمده تار و فراز رفت آن پود

 

چو نیست ساز و نوازی (جلالی) این ایّام
دو گوشِ ما پی آهنگِ ساز رفت و نبود

 

یزد- شنبه ۱۳۹۲/۴/۲۲

 

* غزل ذو قافیتین با ردیف بعد از قافیه اول

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *