Menu

تمنا

تمنا

خواهم که شبی سر زده مهمان تو گردم

چون شمع سحرگاه به قربان تو گردم

 

هر چند پریشانم و بی تاب و سیه روز

قربان سر زلف پریشان تو گردم

 

تا دست من از زلف تو کوتاه نگردد

گفتم که مگر دست به دامان تو گردم

 

دارم به گریبان سر و با این همه ترسم

ماتم زده چاک گریبان تو گردم

 

چون چشم تو مستند حریفان خرابات

برگردم از این قوم و چو مژگان تو گردم

 

منت به سر من نه و زنجیر به پایم

بگذار که تا سلسله جنبان تو گردم

 

می گفت «جلالی» به دلارام سیه دل

من چون سیهی گوش به فرمان تو گردم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *