Menu

آفريننده

 

 

چه باشد اَبر بر بالایِ سر؟ دریایِ وارونی
چه گردد قطره‌ها؟ سیلاب و آنگه رودِ کارونی

 

سِزَد تا بِنگری بی‌چند و چون اِعجازِ بیچون را
که ما دون را کُنَد مافوق و دیگر بار ما دونی

 

بُوَد حکمت به کِردار طبیعت گَر بینَدیشی
نگه کن تا نگویی این جهان را نیست قانونی

 

نِگر بر گردش موزون مَنظومات و آگه مشو
که کلِّ کهکشانها راست پرگاری و کانونی

 

که هر گردنده‌ای را هست گرداننده‌ای بی‌شک
نگردد بی‌دلیل و بی‌دلالت چَرخِ گردونی

 

ز تاریکی و اِبهامِ درونی و کج‌اَندیشی
برون آ، تا به بینی پَرتوِ انوارِ بیرونی

 

بِدان، مخلوق را خالق بُوَدْ خالقِ خدا باشد
(جلالی) این بُوَد بی‌چند و چون اِقرارِ بیچونی

 

یزد- یک‌شنبه ۱۳۹۲/۵/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *