با پِسته آن لَبْهایِ خندان فرق دارد
آن لعل با لَعلِ بَدخشان فرق دارد
محبوبِ من سَروی ز گلزارِ زمینیست
تا آسمان با سَروِ بُستان فرق دارد
میبارد از چَشمم سِرشک از هجرش امّا
این اشک با اشکِ یتیمان فرق دارد
از سوزِ سرما، لرزشِ لُخْتِ تهیدست
با سینههای لختِ لرزان فرق دارد
حالِ پریشان حالِ سرگردانِ ناشاد
با حالتِ زُلفِ پریشان فرق دارد
بیمَرکَب بیدست و پایِ خفته بر فرش
با راکبِ فرشِ سلیمان فرق دارد
آن کودک بیشیر نِی مانند لاغر
با شَر زَه شیرِ در نیستان فرق دارد
و آن خو بروی بد دلِ آلوده دامن
با خوش خصالِ پاکدامان فرق دارد
غولیستْ، کُشتیگیرِ خوش اَندام امّا
این غولْ با غولِ بیابان فرق دارد
بیآبرویِ داده بر باد آتشِ شرم
با خاکبوسِ آبِ حیوان فرق دارد
تأثیر زهرآلودْ تیغِ اِبْنِ مُلجم
با ذوالفقارِ شاهِ مردان فرق دارد
گوید هر آنکس خواند این شِعر (جلالی)
با دیگر اَشعارش فراوان فرق دارد
یزد- ۱۳۹۲/۵/۲۶
