رَوَمْ ز کوی تو جایِ دِگَر؟ خدا نکند
نمایم از تو به دیگر نَظر؟ خدا نکند
به بامِ حُسنِ تو بِنشاندهاَم کبوتر دل
رَنَد به بامِ دگر بال و پَرْ؟ خدا نکند
به بَزْمْ سویِ تو دارم نگاه و گر اُفتد
نظر به جانب دیگر نَفَرْ؟ خدا نکند
مَبادا آتشِ عِشقت شود به دل خاموش
وَ یا زِ عشقِ دِگر شعلهوَر، خدا نکند
به پایت اَر که نیفتَد سرم یقین دارم
که بیسبب شده خونَم هَدَرْ خدا نکند
زِ شوقْ عکسِ تو را خواهم و اگر ندهی
تویی تو مانعِ حظّاُلْبَصَرْ، خدا نکند
به راهِ وصلْ (جلالی) اگر کنم اِصرار
نگو که هیچ ندارد اَثر، خدا نکند
یزد- یکشنبه ۱۳۹۲/۵/۱۷
