خَلقِ بسیار از این دار گذشتند و گُذشت
همچو پروانه زِ گلزار گُذشتند و گُذشت
مال و آمال و دلارام نِهادَند و زِ دل
دست شستند و زِ دلدار گذشتند و گذشت
اِی بسا عارفِ مَعروف به افکار بلند
عَین عامیِّ دل افگارْ گذشتند و گذشت
عارفان راضی و تسلیم و تَبسّم بر لب
عامیان دیده گُهَر بار، گذشتند و گذشت
اِی خوش آنان که اَز ایشان به زبانها جاریست
ذِکر خیری و چو اَحرار گذشتند و گذشت
عارِفان گَرْم دل از آتشِ عشقند و بسا
همچنان پرتوِ اَنوار گذشتند و گذشت
نامِشان تا به اَبَد باقی و زین دارِ فنا
همچو اّختر ز شبِ تارْ گذشتند و گذشت
تو هم از این همه درخواست (جلالی) بگذر
صالح و طالِح بِسیار گذشتند و گذشت
یزد- ۱۳۹۲/۶/۳
