Menu

گذرگاه

 

 

خَلقِ بسیار از این دار گذشتند و گُذشت
همچو پروانه زِ گلزار گُذشتند و گُذشت

 

مال و آمال و دلارام نِهادَند و زِ دل
دست شستند و زِ دلدار گذشتند و گذشت

 

اِی بسا عارفِ مَعروف به افکار بلند
عَین عامیِّ دل افگارْ گذشتند و گذشت

 

عارفان راضی و تسلیم و تَبسّم بر لب
عامیان دیده گُهَر بار، گذشتند و گذشت

 

اِی خوش آنان که اَز ایشان به زبانها جاری‌ست
ذِکر خیری و چو اَحرار گذشتند و گذشت

 

عارِفان گَرْم دل از آتشِ عشقند و بسا
همچنان پرتوِ اَنوار گذشتند و گذشت

 

نامِشان تا به اَبَد باقی و زین دارِ فنا
همچو اّختر ز شبِ تارْ گذشتند و گذشت

 

تو هم از این همه درخواست (جلالی) بگذر
صالح و طالِح بِسیار گذشتند و گذشت

 

یزد- ۱۳۹۲/۶/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *