با من این گونه که از هر مُژه تیر اَندازی
بِکُشی ، یا بِکشی در بر و گیر اَندازی
نَزَنی تیر به یک لایه قبایانِ جوان
با حِسابِ غلطَتْ، بر مَنِ پیر اَندازی
تا توانی بِزَنْ این تیر ولی در رَهِ من
خویشتن را نتوانی به مَسیر اَندازی
گر اِصابت کُند آن تیرِ تو بیپیر به من
بَستَرِ خویش به شبْ روی حصیر اَندازی
اِی خَدَنگ اَفکن، خود صیدی و صیّاد نیی
نتوانی که خدنگی سویِ شیر اَندازی
باز هم گر که دِلَت خواست، (جلالی) خواهد:
در بَرَشْ سُفْرهای از نانِ پنیر اندازی
یزد- ۱۳۹۲/۶/۲۴
