Menu

شادی آفرينان

 

 

مَزن حرف دلت با بسته گوشان
مگر با مُستعدّان و خموشان

 

بِگردان رویِ دل را از مشایخ
هم از صوفی و شان و خِرقَه‌پوشان

 

به مسجد پُشت و بر میخانه رو کن
نِشین در حلقه‌های باده‌نوشان

 

گَرَتْ پُرسند از پیر و مُرادت
به آواز جلّی گو: می‌فروشان

 

بگو این قوم شادی آفرینند
نه چون واعظ غَم اَفزا و خروشان

 

سَراَفرازند و سر بر پایِ خُم، خَمْ
نگهبانند پایِ خُمِّ جوشان

 

(جلالی) در نمی‌گیرد نصیحت
مگر در گوشِ تیزِ تیزْ هوشان

 

کسی را عاقبت گر خیر باشد
نیوشد پند را مانندِ ایشان

 

یزد- ۱۳۹۲/۶/۲۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *