Menu

فالِ حافظ

 

 

خوابَم ربوده است خیالت ولی چه سود
بینم به ماه نورِ جمالَت ولی چه سود

 

کارَم مُدام فِکر تو و فالِ حافظ است
خوب است شرح و معنیِ فالَتْ ولی چه سود

 

گِرْدِ فلکْ چو چرخ و فَلَک گشته‌ام ولی
هرگز ندیده دیده مِثالت، ولی چه سود

 

خالَت بود چو مردمک چشم و شب سیاه
روزم بود چو حالتِ خالَتْ ولی چه سود

 

بَر رویِ گونَه، گوشهِ اَبْروست خالِ تو
یعنی میانِ بدر و هِلالَتْ ولی چه سود

 

تصویرِ تست در بر و پُرسَمْ از او مدام
چون است روزگارت و حالت ولی چه سود

 

پُرسم از او کجا و چه سان دست میدهد
کِی باشد و چگونه وِصالت ولی چه سود

 

گر پاسخی دَهی به (جلالی)، نمی‌شود
کَمْ اِی عزیز جاه و جلالِتْ ولی چه سود

 

یزد- ۱۳۹۲/۷/۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *