نِمای پیرویِ عقل، خاصه عقلِ مَعاش
به خرج و دخل بیندیش و مُقْتَصِدْ میباش
بِکوش تا بَوُدَتْ اِعتدال و خونسردی
مَباش هیچ زمان کاسه گرمتر از آش
به رویِ زَخْمِ دلِ داغدار مرهم نِه
مَباد زخم زبانت دهد به روحْ خِراش
مَسازْ پهن به زیرِ زَنْ از دروغت فَرش
صدیق باش و وفادار همسرت به فراش
خموش باش و مکن غیبت و عَبَثْ دشمن:
برایِ خویشتن از غیر و از خودی مَتَراشْ
مکن به بحث و جَدَلْ جهد و تا توانی کوش
که از تو خلق نرنجد به قدرِ یک خَشخاش
هر آنچه را که (جلالی) به نامِ پَند سرود
فرو به گوشِ خود از پیش کرده بود اِی کاش
یزد- ۱۳۹۲/۷/۲۹
