Menu

يارِ بی‌اِعتنا

 

چندیْ‌ست که از دوست پیامی نَشنیدیم

آوایِ فریبندهِ گامی نَشنیدیم

 

از دور نَدیدیمَش و از (دور بیانش)*

زنگی نَشنیدیم و کلامی نَشنیدیم

 

ساغر به میانِ دو لبِ یار ندیدیم
آوایِ به هم خوردنِ جامی نشنیدیم

 

یکبار که بی‌واسطه کردیم سَلامَش
بشنید و جوابی ز سلامی نشنیدیم

 

دیدیم که در کارِ پذیرایی یاران
می‌بود و از او دعوتِ شامی نشنیدیم

 

می‌بُرد یکی بَعدِ دگر نام و لیکن
از خویش در این واقعه نامی نشنیدیم

 

با گوشِ دل از دانهِ خالِ ذَقَنَشْ بانگ
جُز دَعوتِ چاهی لبِ دامی نشنیدم

 

بِشنید مرا ناله به شب، بوم (جلالی)
جُز پاسخ او بر لَبِ بامی نشنیدیم

 

یزد- ۱۳۹۲/۸/۲۰

 

* دور بیان: نام تلفن که توسطّ این گوینده پیشنهاد شده است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *