Menu

شاهين و بازِ فراق

 

 

دل دِلواپسم چون بَسته بال است
زِ چنگِ باز، پروازش مَحال است

 

دو بالش بسته بندِ هَجر و بیند
که شاهینِ فراقش در قبال است

 

ضَمیرم مَحْوِ آن گونه‌ست و آن خال
اگر این گونه در فکر و خیال است

 

به بینم بی حِفاظش در تَفَاؤل
که با حافظِ مُدامَمْ شُغلْ فال است

 

چو آرَمْ در نظر آن روی و اَبروی
تو گویی مَنْظَرِ بَدر و هِلال است

 

چه گویم! آن اَلِفْ قد کاش می‌دید
که از غم قامتم مانندِ دال است

 

(جلالی) راست اِسمی بی‌مُسّمی
مجلّل نیست بی‌جاه و جلال است

 

یزد- ۱۳۹۲/۹/۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *