ز آن گُلرخان که دیده و شرحی شنیدهام
زیباترین تویی تو، به تصدیقِ دیدهام
چَشممْ مُدام خیره به تصویرِ رویِ تُست
یعنی در آن به آخر مطلب رسیدهام
خواهد دلم بیایی و بینی به چشمِ خویش
خاکِ رَهَتْ به دیده ، به رغبت کشیدهام
پُشتَم زِ بار هجر تو یکتا، دو تا شدهست
مگذار بیش بارْ به پشتِ خمیدهام
بِنمای رویِ خویش که از پا درآمدم
بس در مسیرِ راه وصالت دویدهام
دامن زِ تیغِ خارِ فراقت شدهست پُر
این است آن گلی که زِ باغِ تو چیدهام
جانا بیا که جانِ (جلالی) به لب رسید
ز آن خارْ، کز فراقِ تو در دل خلیدهام
یزد- ۱۳۹۲/۹/۱۵
