Menu

تکاملِ کاينات

 

 

بِشنو زِ من، به کارِ جهان اِعتماد نیست
در این سخن غُلوُّ و غِلاظ و شِداد نیست

 

کار طبیعت است تکامل عَلی الدوّام
بهر رضایِ خلق و پیِ عدل و داد نیست

 

اینْ کایناتْ، لا یَتَنا هی و تا به حال
در کشْ مَحال بوده و کس را به یاد نیست

 

هم آب و خاک و آتش و آبند هر چهار
جُزیی ز کاینات و برای عِباد نیست

 

مِعمار کاینات به یک بار کارِ او
کُنْ بود و پسْ یکونَ و به فکرِ معاد نیست

 

کمتر بُوَدْ ز هیچْ بَشر روشن است این
در ذهنِ تار و تیرهِ او جُز سواد نیست

 

ذکرِ (جلالی) است چو مَنصور و ای عَجَبْ
گَشتیم و همچو او دِگری در بلاد نیست

 

یزد- ۱۳۹۲/۱۰/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *