
اِی که در کار شعر داری دست
طبعت از فیض نظم سرشار است
سعی کن روز و شب به نظم کلام
کار شاعر همیشه گفتار است
شاعری گر نکرد کار و نگفت
شعر، یک چند، کار او زار است
چشمه ای گر که آب آن خشکید
آب باز آوریش دشوار است
آه و افسوس در صحاریِ یزد
پوکه های قنات بسیار است
یزد شنبه۱۳۸۴/۷/۱۶