Menu

برگرد و بيا ( فارسی سَرِهْ )

 

 

چه شُد که رفتی و پیدا نمی‌شوی دیگر
چه شد که تاج سرِ ما نمی‌شوی دیگر

 

گُلِ سَرِ سَبَدِ نابِ گُلرخان بودی
چرا سر آمدِ سرها نمی‌شوی دیگر

 

زِ ما هر آینه گرْ ، دلخوری، بیا و بگو
زِ چیست بلبلِ گویا نمی‌شوی دیگر

 

بیا بگو که چرا پا کشیده‌ای زِ سرم
دلم گرفت و دل آرا نمی‌شوی دیگر

 

بیا که گر چو یکی جانِ در دو تن باشیم
همیشه با من و تنها نمی‌شوی دیگر

 

همیشه جایِ تو در سینه‌ام بود باز آ
بگیر جایْ که بی‌جا نمی‌شوی دیگر

 

مَبَنْد چشم (جلالی) به یادِ دیدارش
اگر چه گرمِ تماشا نمی‌شوی دیگر

 

یزد- ۱۳۹۳/۳/۲۶

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *