نو گُلی دیده تُرا باز به یاد آوردم
غنچه بازِ گُلِ نازْ به یاد آوردم
دیدم آن نرگس بیمار ِ تو را از رَهِ دور
مستیِ نرگسِ شیراز به یاد آوردم
هر زمان در گذر آن سروِ خرامان دیدم
در چمن سروِ سراَفراز به یاد آوردم
بانگِ جان بخشِ تو هرگاه شنیدم از دور
بلبلی مست و خوش آواز به یاد آوردم
بارِشی تُند به هم ریخت سرا را و تو را:
باز ای خانه براَنداز به یاد آوردم
دیدم از دور سرِ مویِ تو در دست نسیم
بالِ شهبازْ به پرواز به یاد آوردم
شورِ مستیِ (جلالی) که ندارد پایان
از برایِ تو از آغاز به یاد آوردم
یزد- ۱۳۹۳/۴/۱۲
