Menu

تکامُل حيات

 

 

بُز دِلانْ از مرگ می‌ترسند، ما بُزْ دل نه ایم
منزلت این است چون ما اَهلِ این منزل نه‌ایم

 

نسلِ بعدیِ می‌برد با خویش از قبلی حیات
ما از این رمزِ تکامل در جهان غافل نه‌ایم

 

پیکر ما گر چه از خاک است و آب و باد و نار
از گِل و آبیمْ امّا اهلِ آب و گِلْ نه‌ایم

 

خطِّ باطل می‌کشد عارف به عامی لیک ما
از عوام النّاس امّا مُهرهِ باطل نه‌ایم

 

این خردمندان که می‌بینیم، اکثر جاهِلند
پیشِ پا بینان که پندارند ما عاقل نه‌ایم

 

خوبرویانند مقبولان و بدبختی نگیر
چون تهی دستیم و کم رو، نزدشان قابِل نه‌ایم

 

دیر یا زود این گروه از چشم می‌اُفتند و ما
چون (جلالی) منتظر بِنشسته‌ایم، عاجل نه‌ایم

 

یزد – ۱۳۹۳/۴/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *