Menu

معشوقَه محجوبَه

 

 

معشوقه‌ای‌ستْ ما را زیبا و شابْ باشد
لاغر چو خِرس و در سنِّ شصتش نِصابْ باشد

 

دارد سی و سه دندان در روز در دهانش
شب این سی و سه، بیرون در ظرفِ آب باشد

 

عِفّت نگر که جُز چشمْ، صد چین چهره او
پنهان به زیرِ چادر، زیرِ حجاب باشد

 

بهرِ سؤالی از او، هر گه کنم صدایش
(هونْ) است پاسخِ او، اینش جواب باشد

 

تنگِ غروب خوابد بیدار در کناری
گوید که شب گذشته‌ست هنگام خواب باشد

 

پهن است بینی او با نوکِ سر کج و تیز
گوید که وَه! چه زیباست شکلِ عقاب باشد

 

اَضلاعَ پَهنِ پهلوشْ، با ضلعِ شانه ورانْ
مانند مستطیلی است، هم شکلِ قاب باشد

 

جاری‌ست رویِ لبها پیوسته آب بینی‌شْ
گوید بَرآبِ لعلشْ عینِ حُباب باشد

 

در عَینِ بی‌سوادی دارد حسابِ مالش
اَهلِ کتاب اگر نیست، اَهلِ حِساب باشد

 

دست دعا بلند است پیوسته از (جلالی)
تا هر چه زودتر او جنَّت مَاب باشد

 

یزد- ۱۳۹۳/۶/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *