Menu

ترس از قهر

 

 

به شب، شبگردِ دزد از سایه دیوار می‌ترسد
زِ چشم خیره و از پُرسش اَغیار می‌ترسد

 

شِناگر در شِنا، هر چند در دریا بُوَدْ ماهر
به دریا از نهنگِ سهمگین رفتار می‌ترسد

 

زِ نیشِ مارْ، جان در بُرده، گر بیند تنابی را
ز پیچ و تاب آن رنگین رَسَن چون مار می‌ترسد

 

به گِردِ شهر رَه گُم کرده و درمانده از گردش
اگر پرگار دید از گردش پرگار می‌ترسد

 

به کوکْ و نحوه تنظیم تارْ ار تارزن دایم
رعایت می‌کند، از صوتِ ناهنجارْ می‌ترسد

 

از آن، اسب جوان زیرِ دلِ ما در شود پنهان
که این نوزاد آزادست و از اَفسار می‌ترسد

 

(جلالی) را اگر اَمّن یُجیبشْ بر زبان بینی
بُوَدْ مضطر، زِ قهرِ آن پری رُخسار می‌ترسد

 

یزد- ۱۳۹۳/۷/۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *