Menu

چرا

 

 

اِی یار قهر کرده، جفا می‌کُنی چرا
قهرِ تو قهر نیست، ادا می‌کُنی چرا

 

اِی جِسم و جان پاکِ تو بی‌درد و بی‌بلا
ما را قرین درد و بلا می‌کنی چرا

 

پُرسم اگر که حالِ تو چونست، بی‌سَبب
پاسخ نداده چون و چرا می‌کنی چرا

 

در جمع، روی و رویِ دلت سوی دیگریست
بندی دو چشم و پشت به ما می‌کنی چرا

 

بندی دو چشم خویش چو بینی مرا به جمع
سوی رقیب زَل زده، وا می‌کنی چرا

 

معطوف ما، خیال تو یکجا نبود و نیست
چون زلفِ خویش جا، به دو جا می‌کنی چرا

 

گر دیگری زبی غَرَضی نامِ من برد
بین کلام معرکه پا می‌کنی چرا

 

بشنو کلام و پندِ (جلالی) که گویدت:
از خویشتن بِپُرس، خطا می‌کنی چرا

 

یزد- ۱۳۹۳/۹/۱۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *