Menu

سربلندی

 

 

ما را سری بُوَد که به کَس خم نَمی‌شود
خَم پیش خَلقِ ناکَسِ عالَم نَمی‌شود

 

جُز در نماز و در هَمِه هَفده رَکعَتَش
دیگر زمان و جایِ دگر خَم نَمی‌شود

 

این سربُلندی است نه خِفَتّ که قَدرِ من
در نزدِ عارفان زمان کَم نَمی‌شود

 

اِمکان طَرِد مُدعَیّان فروشِ دین
دَردا که در زَمانه فراهم نَمی‌شود

 

قولِ دروغ و وَعدَهَ مَردُم فریب‌‌‌ها
از بهر زَخم جامعه مَرهَم نَمی‌شود

 

بانگ و نوایِ گوشِ خراشم بُوَد بلَنَد
بُرّان و تیز و زیر بُوَد، بَم نَمی‌شود

 

تنگ است لَفظِ قافیه شعر و اِی دریغ
اِمکان شَرحِ کُلّیِ ماتَم نَمی‌شود

 

دَردا که غیرِ چَشم (جلالی) در این دیار
چَشمی دِگر زِکَثْرَتِ غَم، نَم نمی‌شود

 

یزد- ۱۳۹۳/۱۰/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *