Menu

نَشمَه خُل

 

 

تو و محلّهْ یکی نشمه رفیقوم شد و خُلْ بود
هَفْ قُل سینه ریزش بود و وَرْ گَردن و مُلْ بود

 

هر جا که مِرَفْ کوش و کُلایِ یَد کیشَم
زیرِ بغلش تویِ یکی بَسَّهِ جُل بود

 

با اُوِّ حَمونْ اَصِّه نداش هیچی مِیون جی
بسکی سر و بَشنِ بَدنش چرک و پَچُلْ بود

 

عیب دَیش این بود که نَنشْ دَسِّ بکن داش
یکتا داداشم داش که گلنگوز و سِه کُل بود

 

(رِ) را نمی‌تونِس بِگهْ تو حرف و مگف (لِ)
لهجَشْ چاپونی و تو دماغی بود و شُل بود

 

همشیرهِ چون عَنتَلِکِ بد پک و پوزش
هم شکل آواجیش بو، اونَم لِنگِ جُمُل بود

 

یک ذره بِفهمی و نفهمی قَد و پَهناش
بیشتر بود و پایین تَنَشمْ چاغ و تُپُل بود

 

هِی خاس که گَلُم ْ‌ بَن شَه (جلالی) و نهشتم
زِ شتیش به کنار، خِنگ و خَرو خرس و اُمل بود

 

 

یزد- ۱۳۹۲/۱۰/۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *