تو و محلّهْ یکی نشمه رفیقوم شد و خُلْ بود
هَفْ قُل سینه ریزش بود و وَرْ گَردن و مُلْ بود
هر جا که مِرَفْ کوش و کُلایِ یَد کیشَم
زیرِ بغلش تویِ یکی بَسَّهِ جُل بود
با اُوِّ حَمونْ اَصِّه نداش هیچی مِیون جی
بسکی سر و بَشنِ بَدنش چرک و پَچُلْ بود
عیب دَیش این بود که نَنشْ دَسِّ بکن داش
یکتا داداشم داش که گلنگوز و سِه کُل بود
(رِ) را نمیتونِس بِگهْ تو حرف و مگف (لِ)
لهجَشْ چاپونی و تو دماغی بود و شُل بود
همشیرهِ چون عَنتَلِکِ بد پک و پوزش
هم شکل آواجیش بو، اونَم لِنگِ جُمُل بود
یک ذره بِفهمی و نفهمی قَد و پَهناش
بیشتر بود و پایین تَنَشمْ چاغ و تُپُل بود
هِی خاس که گَلُم ْ بَن شَه (جلالی) و نهشتم
زِ شتیش به کنار، خِنگ و خَرو خرس و اُمل بود
یزد- ۱۳۹۲/۱۰/۲
