Menu

نَوآ

 

 

گر (نوا) خواهی زنی ای نیکنام
می‌زن اوّل (چار مضراب) تمام
از (درآمد اوّل) و (… دوّم) بزن
با (بیاتِ راجِع) اندر انجمن
زَن (گَوَشت) و دان صبا اینگونه گفت:
بعد (نیشابَورک) و بعداً (نُهفت)
از (مَسیحی) وز (حُسینی) چون گذشت
(بوسَلیک) آنگاه باید در نَوَشت
گوشه (نیریز) با (گَردانیا)
(نَغمه) و (عُشاّق) را زن حالیا
بعد از آن روی آر در (گوشه عراق)
هم (حَزین) زن تا شود سازِ تو طاق
آخر سر زن (عَشیران) (مَجسِلی)
در (خُجسته) خَتم کُن گر عاقلی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *