کوک کن ساز این زمان چون پنجگاه
سیم اوّل (دُ) دوم را (سُل) بخواه
از درآمد (اوّل) و (دوّم) بزن
با (گشایش) خاصه نزد اهل فن
بعد (خوارزمی) بزن ای شمع جمع
(مجلَس افروزی) نما مانند شمع
آنگه (آذربایجانی) (طوسی) است
(فیلی) و (زیرافکن) ش اندر یی است
(میرزائی) و (حصار) و هم (اَبول)
زن به دستور صَبا دستور کلّ
روی کن آنکه به (ماهور صغیر)
هم (شکسته) زَن که گردد دلپذیر
این زمان (دِلکَش) بزن با (خاوران)
هم (طربانگیز) را بفزا بر آن
بعد (ضربی خاوران) را با (عراق)
پُشت هم زن تاشوی مَشهور و طاق
پس (مُخَیَّرْ) را سپس (آشوروند)
وَز پی اَش در (اصفهانک) روی بند
از (حزین) و از (کِرِشمَه) رُخ مَتاب
بعد از آن زنگوله زن با آب و تاب
در پیاش زَن (راک) با راکِ صغیر
(مثنوی) ر این زمان در پیش گیر
بعد (ساقی نامه) (صوفی نامه) زن
کوته از (ماهور ضربی) شد سخن
