Menu

باده گلرنگ

باده-گلرنگ

مسجد و محراب را دیدیم جایی نیست نیست

چار دیواری بود کانرا صفایی نیست نیست

 

هر چه بادا باد بگزیدیم در میخانه جای

سجده گاه ما به غیر از نقش پایی نیست نیست

 

سر بزیر پا نهیم از شوق و پا بروی سر

محفل ما را ریا و بوریایی نیست نیست

 

دست می بوسیم اما دست پیر می فروش

بر کسی جز دوست ما را اعتنایی نیست نیست

 

پر کنیم از بانک نوشانوش خود گوش فلک

غیر از این ما را به لب ورد و دعایی نیست نیست

 

هستمان تقلید بر آن کس که نوشد باده بیش

ارجح آن باشد که او را مدعایی نیست نیست

 

از صفای باده ی گلرنگ یک رنگیم ما

اندر این جا صحبت از شاه و گدایی نیست نیست

 

کی «جلالی» از در میخانه پا بیرون نهد

در سرش جز باده نوشیدن هوایی نیست نیست

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *