Menu

چیستان

چیستان1

این چیست ؟ پای بسته به زنجیر حاجتست

در دست روزگار فرومایه آلتست

 

در کوره راه جهل نشانی ز پای اوست

در شاه راه عقل چو سنگ علامتست

 

نا آشنای مبدأ و مقصد بود ولی

بی اختیار راهی راه نهایتست

 

با آن که راه می نشناسد ز چاه، باز

این کور سخت طالب گنج سعادتست

 

موج زمان گرفته به دریای کاینات

او را میان و، باز به فکر سلامتست

 

سرخ و سپید و زرد و سیاهست و این میان

تبعیض رنگ هست که جای ملامتست

 

تا فرصتست نیست ز پایانش آگهی

فرصت چو شد ز دست قرین ندامتست

 

در جستجوی قامت سروست تا قویست

وقتی که شد ضعیف به فکر قیامت است

 

گر داستان آدم و حوا شنیده ای

اولاد اوست این که چنینش حکایتست

 

هان دم غنیمتست «جلالی» چه گویمت

چون است ؟ جای شکر بود یا شکایتست

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *