Menu

گریبان چاک

گریبان-چاک

قدت به قامت سرو کشیده می ماند

رخت به گونه ی سیب رسیده می ماند

 

تو مار زلف رها کرده ای به دوش و دلم

ز پیچ و تاب به عقرب گزیده می ماند

 

چو قند آب شود در دهان که لعل لبت

به شاه توت تر و تازه چیده می ماند

 

بیا بیا که دل من درون سینه ی تنگ

به مرغ بسمل در خون تپیده می ماند

 

با بر زلف مپوشان فضای گلشن روی

که آفتاب جمالت ندیده می ماند

 

در اشتیاق گریبان چاک و سینه ی تو

دلم به طفل ز پستان بریده می ماند

 

نمرده است «جلالی» شهید عشق بتان

به ظاهر اربلحد آرمیده می ماند

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *